1- بالاخره بعد از گذشتن سه ماه و اندی از جشنواره «دیدار» تاجیکستان، گفتوگو با «صدیق برمک» را پیاده کردم و امروز در روزنامه «اعتمادملی» چاپ شد و میتوانید همزمان در پایگاه هم بخوانیدش.
2- بعد از هفت- هشت ماه کتاب نخواندن؛ «خاله بازی» نوشته بلقیس سلیمانی را یک روزه خواندم. اولین چیزی که من را به خواندش جذب کرد؛ طراحی جلدش بود. لمس تصویر فانوس برجستهی روی جلد خیلی برایم لذتبخش بود. این رمان پُر از لحظات دوستداشتنی است که خواندنش مثل لمس تصویر فانوس روی جلد لذتبخش است.
3- اینروزها همه دارند برای مردم غزه پیام میدهند. صنفها، فیلمسازان، بازیگران و... درآمد امروز (چهارشنبه 11 دیماه) سینماهای ایران هم به مردم غزه اختصاص یافته است. اما نمیدانم چرا هیچ کدام از این بیانیه و پیامها به دلم نمینشیند!
مدتهاست که از اهالی سینما برای هزینه دستوپای مصنوعی مصطفی کرمی کمک خواستهایم. اصغر شاهوردی هم که هنوز کنج خانه است. آنوقت بیانیههای پر سوز و گداز برای مردم غزه مینویسیم. همدردی خوب است. کمک به همنوع وظیفه انسانی است. اما خب لابد شنیدهاید که در همین قاموس آمده؛ چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است!